کتاب آسمان به زمین می آید اثر سیدنی شلدون

 

کتاب (The Sky Is Falling) که در ایران با عنوان آسمان به زمین می آید و آسمان فرو می ریزد ترجمه شده اثر سیدنی شلدون (Sidney Sheldon) رمان‌نویس معروف آمریکایی درباره زنی است به نام دنا ایونز که شغل گویندگی تلویزیون دارد و درصدد کشف راز قتل پنج عضو خانواده ای سرشناس بر می آید.

بخشی از کتاب آسمان به زمین می آید

عقربه ثانیه شمار عالم گردش تند و بازگشت ناپذیر خود را به سوی دقیقه بعد اغاز می کند:

در سانتیاگو؛ دختر ده ساله ای توسط پدر بزرگش شکنجه روحی و جسمی می شود…

در شهر نیویورک، دو دلداده جوان در زیر شمع همدیگر را می بوسند…

در فلاندرز، دختر هفده ساله ای نوزادی به دنیا می اورد که از کوکایین خون مادرش مسموم شده است…

در شیکاگو یک مامور اتش نشانی جان خود را برای نجات گربه ای از داخل یک ساختمان دچار حریق به خطر می اندازد…

در سائوپولو، صدها تن از تماشاگران مسابقه فوتبال با فرو ریختن سکوها در زیر آوار می مانند و جان خود را از دست می دهند…

در پیزا، مادری از دیدن طفلش که اولین گام های خود را بر می دارد فریاد شادی سر می دهد…

دنا اندیشید، همه اینها و بدون شک بیش از اینها در عرض شصت ثانیه. و سپس عقربه های ساعت تیک تاک کنان به جلو می روند تا سر انجام ما را به سوی ان ابدیت ناشناخته روانه کنند.

دنا ایوانز در بیست و هفت سالگی زیبا و دوست داشتنی بود، با اندامی باریک، گیسوان سیاه همچون نیمه شب، چشم های خاکستری درشت و زیرک، صورت قلبی شکل و خنده های گرم و سرایت کننده. دنا به صورت کودک جسور یک فرد نظامی بزرگ شده بود، دختر سرهنگی که به عنوان مربی سلاح های سنگین از پایگاهی به پایگاه دیگر سفر می کند و این نوع زندگی عشق به ماجرا جویی را در وجود او آفریده بود.

او آسیب پذیر و در عین حال نترس بود. و ترکیب این دو صفت وسوسه انگیز و دوست داشتنی بود. طی سالی که دنا اخبار مربوط به جنگ یوگسلاوی را تهیه و ارسال می کرد، مردم سراسر جهان مسحور این زن زیبا و جوان، پر احساس و پر شور شدند چراکه در میانه نبرد جانش را به خطر می انداخت تا رویدادهای مرگباری را که در اطرافش اتفاق می افتاد گزارش کند. اکنون دنا هر کجا میرفت ، نجواهایی می شنبد که حاکی از شناخته شدنش توسط مردم بود. دنا ایوانز از شهرت خود کلافه می شد…

… در آنجا بود که دنا، جف کانرز را ملاقات کرد. جف که تا پیش از آسیب دیدن بازویش در یک حادثه اسکی بازی ستار ه درخشان بازی بیسبال و توپ انداز زمین بازی بود، اکنون اخبار ورزشی را برای شکه دبلیو تی ان گزارش می کرد و همچنین در ستون ورزشی روزنامه «اتحادیه واشینگتن تریبیون» مقاله می نوشت. او سی و چند ساله و بلند بالا و لاغر بود و چهره ای پسرانه و ظرافتی بی غل و غش داشت که باعث می شد مردم جذب او شوند. جف و دنا عاشق هم شده بودند و درباره ازدواج صحبتهایی کرده بودند.

 

 

[dka_post_list id=”289522″]

 

 

👉امتیاز بده.